غلامعلى صفايى

164

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

ربيبه بودن ، ازدواج او براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حلال باشد در حالى كه اين گونه نيست و مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز اين نمىباشد ، زيرا او هرگز نمىتواند همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شود هرچند ربيبه او نباشد زيرا او دختر برادر رضاعى بوده و پيامبر در حكم عموى اوست ، بنابراين جمهور كه مىگويند « لو » شرطيه ماضويه بالوضع دلالت بر امتناع و عدم تحقق تعليقى شرط و جواب را دارد صحيح نمىباشد زيرا در اين موارد در نزد امتناع و عدم تحقق شرط ، جواب ممتنع نمىباشد و باتوجه به اين مطلب ، ما كشف مىكنيم كه قول جمهور اشتباه مىباشد . الثالث : قول سوم درباره دلالت اين « لو » بالوضع بر امتناع شرط و جواب ، اين است كه « لو » تنها دلالت بر امتناع و عدم تحقق شرط در خارج مىكند و اصلا دلالتى بر امتناع و يا ثبوت جواب ندارد ، و تنها دلالت بر عدم تحقق مضمون شرط در زمان ماضى در خارج مىكند ، و اگر در مواردى علاوه‌بر امتناع شرط ، امتناع جواب نيز فهميده مىشود ، به علت كيفيت خاص ارتباطى مضمون خارجى جواب با شرط است ، به طورى كه اگر مضمون جواب و ارتباط خارجى جواب با شرط و نسبت تحققى آنها به صورت ارتباط لزوميهء غيراتفاقى و به صورت مساوى باشد ، در اين صورت « لو » بالوضع فقط دلالت بر امتناع و عدم شرط در خارج در زمان ماضى مىكند ، و چون نسبت جواب با شرط ، ملازم مساوى در وجود و عدم است و شرط در اين قضايا در حكم سبب براى جواب است بنابراين با انتفاى شرط و سبب ، جواب كه در حكم مسبب است نيز منتفى مىشود زيرا انتفاء سبب مساوى و ملزوم ، انتفاى مسبب مساوى و مترتب بر آن را لازم دارد ، مانند « لو كانت الشمس طالعة كان النهار موجودا » كه در اين مثال « لو » تنها دلالت بر اوّلا عقد سبب مسببى بين شرط و جزاء و ثانيا زمان ماضى جمله شرط و ثالثا فقط امتناع شرط را دارد ، لكن چون مضمون جواب ( وجود خارجى روز ) مساوى و ملازم با مضمون شرط ( وجود خورشيد ) است پس از امتناع شرط ، امتناع جواب نيز لازم مىآيد و اين امتناع جواب به واسطه قرينه خارجيه و مطلب خارج از كلام فهميده مىشود و « لو » اصلا دلالتى بر اين مطلب ندارد .